![]() |
دل شکسته من |
![]() |
| بدترین شکل دلتنگی آنست که درکنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید |
|
...
|
|
نبودي نبودم ... تو هستي كه هستم به تو تكيه ميدم... تو رو مي پرستم به تو تكيه ميدم كه عاشقتريني ... كه دلواپس لحظه هاي زميني من از تو نگفتم شنيده گرفتي ... به يادت نبودم نديده گرفتي |
|
2
نوشته شده در سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 10:50 توسط @@@دلتنگ
|
|
...
|
|
تو میدانی که دل سوز تو دارد ؟ تمام لحظه ها را می شمارد ... قبولت هست این نیلوفر عشق سرش بر بام نامحرم گذارد ؟ |
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 22:40 توسط @@@دلتنگ
|
|
... sms ...
|
|
|
2
نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 16:20 توسط @@@دلتنگ
|
|
گر چه در خلوت راز دل ما کَس نرسید همه جا زمزمه عشق نهان من و تو ست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به زبانی که میان من و توست
|
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 13:39 توسط @@@دلتنگ
|
|
به تو که درمان همه دردهای منی ...
|
|
دردها و ... درد فردوسی درد شکستن درفش کاویانی و تخت و تاج کیانی و بر باد رفتن تخمه های ساسانی است و من درد دیگری دارم درد روحی در کالبدی زندانی است درد انسانی که عالم برایش کم است و با این همه از لحظه ای آنچنان که بخواهد ، از گفتگویی با آنکه می خواهد از گفتن آنچه می خواهد محرومش کردند ، آزادی می خواست و ندادند عدالت می خواست و ندادند می خواست مردم را بفهماند ، نگذاشتند می خواست لکه های فقر و پستی و ذلت و جهل را از چهره ملتش بزداید ، نشد می خواست کاروان بی پناه و بی سرپرستی را راه برد ، خانه نشینش کردند می خواست عمر را همه در ارادت استادش بگذارند مرگ جدائی افکند مي خواست کسي را دوست بدارد امانش را از دستش گرفتند مي خواست در دنياي بلند انديشه ها يش پرواز کند و با نبوغهاي بزرگ هم آواز شود آنها با چند اسب بارکش به گاريش بستند مي خواست از انديشه هايش بگويد نمي فهمند از عقيده هايش بگويد نمي گذارند ، مي خواست آفريدگار آزادي شود اسير زنجيرش کردند هر چه مي خواست نشد و هر چه نمي خواست شد گفتگوهاي تنهايي " دکتر علي شريعتي " |
|
2
نوشته شده در جمعه 29 دی1385ساعت 17:20 توسط @@@دلتنگ
|
|
تو...
|
|
تو مثه خدا به همرات تو مثه دعای خیری تو مثه بمون عزیزم تو مثه بیا میمونی |
|
2
نوشته شده در یکشنبه 24 دی1385ساعت 0:57 توسط @@@دلتنگ
|
|
آره میتونی ...
|
|
آره میتونی تو باشی اونیکه آرزوشو داشتم اونیکه یه عمر توی خواب سر رو شونه هاش گذاشتم تو و من خواستن و خواستن من و تو گفتن و گفتن هنوزم اول راهیم بعد از این رفتن و رفتن آره میتونی تو باشی اونکه عاشق ترِ از من اونکه حتی تا دم مرگ نمیتونه جداشه از من اونکه رنگ شبه چشماش اما روز میتونه باشه آره میتونی تو باشی با همین نگاه ساده با همین دستای خالی با همین پای پیاده اونکه از اولم انگار مال من بوده همیشه اگه حتی برم از یاد واسه من آخریشه |
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 14 دی1385ساعت 9:25 توسط @@@دلتنگ
|
|
شبی که با خیال تو صبح شد...
|
|
خوابم نمیبره نمیدونم چرا نه میدونم چرا خوابم نمیبره اما نمیدونم چی کار کنم.اصلا نمیدونم چی بگم میدونی خیلی میترسم بمیرم خیلی، ترسم از مردن نیست ها نه نه ،ترسم از مردن نیست، ترسم اینه که بمیرم اما نتونم اون چیزی روکه تو دلمه بهت بگم . خیلی دوست دارم همه ی اون چیزائی که تو دلمه بهت بگم همشو،درواقع بتونم همه ی اون چیزائی رو که تو دلمه به زبون بیارم.کار خیلی سختیه شایدم غیر ممکن.اما اگه میشد خیلی خوب بود چرا که میتونستم سبک بشم سبکه سبک اونقدر که بتونم مث پرنده ها پرواز کنم یا شایدم می تونستم از سبکی روی ابرها راه برم.اصلا دوست ندارم بهت بگم دوست دارم اصلا دوست ندارم بهت بگم فدات بشم، اصلا دیگه این جملات منو ارضا نمیکنن اصلا منو ارضا نمیکنن .خیلی وقته در مقابلت احساس هیچی رو دارم میفهمی احساس میکنم نسبت به تو هیچم چه میدونم شایدم پوچم شایدم پوچ تر از پوچ.کاش دوست داشتم یا کاش عاشقت بودم یا کاشکی دیوونت بودم یا کاش تو معبودم بودی.اصلا هیچی چون تو دلم یه چیزای دیگه ست اصلا اینا نیست که من میگم اصلا اینا نیست که تو داری می خونی. هیچی بازم هیچی فقط کاش دوست داشتم کاش ... |
|
2
نوشته شده در دوشنبه 11 دی1385ساعت 5:43 توسط @@@دلتنگ
|
|
چهره تو ...
|
|
هیچ وقت برام مهم نبود چهره و زیبایی تو اما اسیر دلتم ، اون دل دریایی تو هیچ وقت برام مهم نبود چشمای تو چه رنگی اما نگاتو دوست دارم ، نگات پر از قشنگی با اینکه زیبایی تو از روی گل تازه تره احساس پاک تو ولی از همه دنیا بهتره میخوام کنار تو باشم ، حتی اگه فقیر باشی حتی اگه به چشم شهر از زشتی بی نظیر باشی با تو قشنگ زندگی تویی که خوب و ساده ای کی بهتر از تو واسه من وقتی به من دلداده ای زیبایی هر چهره ای دنیایی، تموم میشه یه روز پاییز می رسه پژمرده و حروم میشه اما دلی که عاشقه چون زندگی موندنیه مثل ترانه های ناب در هر زمان خوندنیه
|
|
2
نوشته شده در یکشنبه 10 دی1385ساعت 14:52 توسط @@@دلتنگ
|
|
سهم من ...
|
|
به چشم من نگاه نکن ، دوباره گریه ات میگیره ساده بگم که عشق من باید تو قلبت بمیره فاصله بین منو تو از اینجا تا آسموناست خیلی عزیزی واسه من اما زمونه بی وفاست برای این دربدری تو بهترین گواهمی دروغ نگو که میدونم همیشه چشم به راهمی قسم نخور که روزگار به کام ما دوتا نبود به هرکی عاشقه بگو غم که یکی دوتا نبود بگو تا وقتی زنده ام نگاه تو سهم من |
|
2
نوشته شده در جمعه 1 دی1385ساعت 0:27 توسط @@@دلتنگ
|
|
خسته ام
|
|
دارم میمیرم ... اگه نبودی چی میشد؟؟؟
|
|
2
نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت 11:53 توسط @@@دلتنگ
|
|
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبات دوستت دارم شنیدنه |
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 22:47 توسط @@@دلتنگ
|
|
دلم برات تنگ شده...
|
|
دلم گرفته .... |
|
2
نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1385ساعت 2:52 توسط @@@دلتنگ
|
|
رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به رازه چشات
|
|
خانه خراب تو شدم بسویه من روانه شو سجده به عشقت میزنم منجیه جاودانه شو |
|
2
نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 0:48 توسط @@@دلتنگ
|
|
نفسهات
|
|
تمام تنم عرق کرده بود داشتم از درد میمردم و هیچ مسکنی توی دنیا نبود تا منو آروم کنه راستی چرا ؟ مسکن من چی بود . از خواب بیدار شدم دستمو کشیدم روی رختخوابم شاید تو رو کنار خودم حس کنم ولی نه، انگار نه انگار... دوباره دراز کشیدم نفس عمیقی کشیدم انگار بوی نفس تو بود ترسیدم چشامو باز کنم تند تند داشتم نفس میکشدم آره خودش بود بوی نفسهات یهویی دیدم یه دستی آروم اومد توی پیشونی ام فکر کردم حتما مادرمه چشامو باز کردم باورم نمی شد تو بودی توفهمیده بودی درمونم فقط تویی ... تو و بغل تو همیشه همینجوریه وقتی دارم درد میکشم فقط تو میتونی آرومم کنی سرتو خم کردی همون بوی همیشگی وای که دیوونه این بو ام چشامو آروم بستم صدای نفسهات توی صورتم مثل لطیف ترین نسیم بهاری میمونه گریه ام گرفته بود ولی تو گفتی اگه گریه کنم از پیشم میری و من …. خواستم بهت بگم دلم برات تنگ شده بود ، دوستت دارم، بجز تو کسی رو ندارم دارم از نداشتنت خفه میشم ، چرا تنهام گذاشتی ، دوست دارم داد بزنم... ولی انگشتاتو آروم گذاشتی روی لبهام و بوسه ای شیرین بر انگشتان خسته ات انگشتانی که فقط حلقه در انگشتان من داره ، آروم شده بودم خواستم چشاتو ببینم و چشمامو باز کردم... ولی هیچی نبود هیچی نبود انگار هیشکی اونجا نبوده ولی بوی نفسهات می اومد و زدم زیر گریه ... تو اینجایی... |
|
2
نوشته شده در یکشنبه 23 مهر1385ساعت 3:38 توسط @@@دلتنگ
|
|
دلم گرفته ...
|
|
دلم گرفته گرفته تر از آسمان بی ستاره من دلم خسته و مرده عاشق دیدار است با دل تو همراه دل تو هم تنگ است؟ من تو را میخواهم بشنو این دردم را گر جوابم ندهی .............................. |
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 4:37 توسط @@@دلتنگ
|
|
دوستت دارم ای امید محال
دوستت دارم ای خیال لطیف |
|
2
نوشته شده در جمعه 14 مهر1385ساعت 16:28 توسط @@@دلتنگ
|
|
بهترینم ....
|
|
روزي فرشته اي عاشق خورشيد شد .بال زد و رفت به سمت آن.
|
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 16:39 توسط @@@دلتنگ
|
از تو مهربن تر کیست که دردهایم را با او در میان بگذارم و زخمهای دلم را پیش رویش بشمارم؟ از تو آیینه تر کیست که هزار توی روحم را به من نشان دهد بی آنکه سرزنشم کند؟ در شبهایی که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوسها هر یک به سویی می گریزند،جز تو چه کسی شمعی در دلم روشن می کند؟ خوبا،مرا به خاطر همه ی نامه هایی که برای تو نوشتم ببخش!مرا به خاطر همه ی آوازهایی که برای تو نخوانده ام،ببخش من می توانستم در یک بعد از ظهر زیبا شاخه ای گل به تو بدهم،اما پاییز اجازه نداد بهترینا،صدایم راببخش!لبهایم را ببخش!اشکهایم را ببخش از تو مهربانتر کیست که سرگذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم؟
|
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 0:0 توسط @@@دلتنگ
|
|
چه بخواهی چه نخواهی من تو را میخواهم ...
|
|
نمیدونم چکارکنم چی بگم اصل به کی بگم به کی ... دیگه هیچکس واسم نمونده حالا فهمیدم چرا یه مدت دلم گرفته بود و هیچکس نفهمید حتی تو واسه این بود که قرار بود تورو از دست بدم .وقتی یاداین میافتم که چطور زندگیمو برباددادم و چه قیمتی هنگفتی واسه برباد دادنش دارم می پردازم( به قیمت از دست دادن تمام آرزوم ولی اشکال نداره جون اینطور ... به آرزوت میرسی...راحت میشی) بگذریم میگفتم از خودم بدم میاد دیگه حتی توی آینه هم نمیتونم نگاه کنم حتی خواب هم از من بدش میاد نمیخواد به چشمام بیاد تازه داشتم می فهمیدم زندگی کردن ، زنده بودن یعنی چه؟ وقتی فکر میکردم بهترین و خوشبخترین آدم روی زمینم منم یه روز مثل همه به خوشبختی واقعی میرسم ، هرچند ممکنه خیلی طول بکشه ولی باوجود اینکه تلخه ولی به شیرینی رسیدنش می ارزه ،خدا یادش افتاده که من آدم بدی بودم کارهای بدی کردم میدونید از کجا فهمیدم ..از اونجا که یکی رو واسه مجازات کارهای بدم فرستاده که نمیتونم نمیتونم بدونش اصلا بگذریم..... همیشه همینجور وقتی فکرمیکنی همه چیز خوبه و هیچ طوفانی نمیتونه خوبی رو ازت بگیره یه چیزی یا یه کاری از قبل میاد سراغت ... اشکال نداره من بهترین زندگیمو کردم ... باورتون میشه یه آدم توی 6 ماه بهترین زندگی رو کنه ... تو خوش باشی منم خوشم... توباشی منم هستم وقتی فکر میکنم همیشه میترسیدم تو یه روز منو نخوای ولی بهش رسیدم وقتی یاد این می افتم که هروقت بهت میگفتم میگفتی خنده داره بگذریم .. من بدون تو میمیرم ولی اشکال نداره زنده موندن بدون تو خیلی سخت تر از مردن بدون تو... نمی دونم الان چی هستم کی هستم کجام چیکار می کنم فقط می دونم خیلی خودخواهم خیلی ،یه خودخواه خوشبخت یه خودخواه که یه چیزی داره که هیچکس نداره حتی خودخدا،اونقدرخودخواه که به خاطر اینکه خودم راحت باشم یکی رو ناراحت کردم اونم نه هرکی یکی که حکم نفس و جون رو برام داره یکی که خودمنه خودخودمن یکی که می دونم دیگه خدا نمی تونه مثل اون بیآفرینه یه روزی خیلی دوست داشتم بشه تموم وجودم بشه جونم هنوزم دوست دارم یعنی تمام آرزومه ولی دیگه نمی خوام خودخواه باشم نمی خوام بخاط خودم اونو نادیده بگیرم نمی خوام بخاطر من و گذشته ام عذاب بکشه نمی خوام دوسم داشته باشه ولی عذاب بکشه آخه می دونین خیلی دوسش دارم خیلی خیلی دوست دارم بدونه من با عقلم انتخابش کردم نه با احساسم ولی نمیشه می دونین اون منو خیلی دوست داره خیلی اون یه دیونه است شاید اگه اینو بخونی ناراحت بشی عزیزم ولی خوب می خوام حرفمو بزنم خودت می دونی اینارو به هیچکس نمی تونم بگم حتی به خودم(...) بخاطر همین نمی تونه قبول کنه البته من بهش حق میدم بهت حق میدم خوب من اونی نیستم که میخوای حداقل همش نیستم میدونم خیلی کمم خیلی دوست دارم با گذشته ام کنار بیایی سخته می دونم ولی من کنار اومدم خیلی سخت بود ولی کنار اومدم چون دوستت داشتم چون همونی بودی که میخواستم چون فرشته نجاتم بودی و هستی دوستت دارم، بجز تو هم هیچکس رو نمیخوام بخاطر من نه بخاطر خودت با من کنار بیا قبول کن اشتباه کردم بخاطر دروغم منو ببخشم دروغی که اگه نمیگفتم واسه همیشه تو رو از دست می دادم ببخش تا اولین و آخرین دروغ باشه اندازه تمام دوست داشتنت مهلت داری اندازه تمام اذیت ها و دروغی که بهت گفتم منتظرت می موندم واسه همیشه اندازه تمام نفسهات اندازه تمام وجودم منتظرت می مونم چه بخوای چه نخوای میدونم دوست نداری منتظرت بمونم ولی من میمونم چه دوست داشته باشی چه نه چه یه روز بیایی چه نیایی خونه قلب من فقط عکس تو رو داره فقط یاد تو ،نفس تو،عشق تو،قلب تو،به قولی که بهت دادم قسم، می دونی کدوم رو میگم همون که دستمو گرفتی دست تو گرفتم همون که گفتم بجز تو هیچکس..... خودت میدونی نه فکر کنی بخاطر تو و قوله نه بخاطر خودمه اگه اومدی که مثل همیشه پات روی جفت چشامه اگه نیودمدی هم فدای یه تار موهات و واسه همیشه میمونی و میمونی و میمونی تا ابد. میدونم دوست نداری بمونم ولی میمونم و میمونم و میمونم تا ابد. چه بگویم ...نمیدانم .... حال و روزم خود گویای همه چیز است نبودنت زخم عمیقی است که هر چه میگردم مرهمی برایش نیست به کابوسی میماند که گویا تمامی ندارد کی صبح میشود نمیدانم ، این کابوس تازه زندگی من است تاصبح بیداری و بیقراری ، لحظه دیدار تو، کار شبهای من این است آرام در دل شب می خزم ..... تا صبح ... خدایا من تا صبح میمیرم یادت هست ؟ از رفتن که میگفتی صدایم بی صدا در سینه میشکست صدایش را نشنیدی .. نه نگو شنیدی ... شنیدی ؟ ...نشنیدی ؟ میدانستم این کابوس روزی تازه میشود باید بخوابم ..باید بخوابم ..این در تقدیر من است چقدر به دلم گفتم نترس نترس او تورا میخواهد و دلم به تقلید میگفت حرفهایت خنده دار است... حالا که نیستی چشمانم مثل همیشه دلتنگ چشمانت شده یادت هست به تو گفتم چشمانت را بیشتر از همه چیزت دوست دارم آسمان هم از من خوشش نمیاد حالا که محتاج گریه هایش هستم چقدر عمر من طولانی است مگر چند سال میخواهم بمانم چقدر از شب میترسم مرا میترساند و کسی نیست هیچ کس که او را ازمن دورکند هیچ کس.. هیچ کس نیست بی پناهی دستانم .. دستانم هنوز هم فاصله بین انگشتانت را میخواهد میشنوی قلبم .. قلبم با توست ... نترس .. تو در قلب منی .... همان اتاق تاریک و قرمز را میگویم .. یادت هست نه؟ هیچ کس نمیداند در این دست مشت کرده ام چه خبر است میخواهم دست هیچ کس در دستانم فرو نرود مگر دست ... هرگز گمان میکردی روزی چنین بنویسم ؟ چنین پریشان شوم ؟ هیچ کس گمان نمیکرد حتی مادرم ... آشفتگی ، دلتنگی ، مشام نفسهایت ، چهره فرو رفته در خواب دستان گره شده در دستانم ، صدای تاپ تاپ قلبت ، و ..... همه یادگاری توست که برجاگذاشتی و رفتی ..! رفتی ؟ یادگاری که تمام لحظه هایم را در خود میشکند ... چه شکستن شیرینی ... گوش بده ... حتما صدایش را میشنوی ؟ چه بگویم نمی دانم ؟ چشمانم را برای آخرین بار دیده ای ؟ دیگر آن چشمان همیشگی نیست .. رنگش هم فرق کرده ... آنها خودگویای همه چیزند .... چشمان گویای همه چیزند... نبودنت ... چگونه باورکنم نفس در سینه حبس شده ؟.. کاش به اندازه دوست داشتنت .... راستی میدانی چقدر دوستم داری؟
|
|
2
نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت 23:31 توسط @@@دلتنگ
|
|
تو...
|
|
از کدوم قصه ای که خواستنت عادته نبودنت فاجعه بودنت امنیته تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی که از قبیله من یه آسمون جدایی اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی توی بغض و دغدغه ناجی قلب منی پاکی آبی و ابرنه خدایا شبنمی قد آغوش منی نه زیادی نه کمی منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من خوب مثل تن تو با تو همسفر شدن منو با خودت ببر من به رفتن قانعه ام آخر شعر سفر آخر عمر منه لحظه مردن من لحظه رسیدنه
|
|
2
نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت 0:53 توسط @@@دلتنگ
|
|
بهترین بستنی ....
|
|
صدای آژیر آمبولانس در گوشم می پیچد . دکترها برسر بیماری ناشناخته و عجیبم دعوا دارند و تنها تو میدانی دردم چیست خودت را زودتر برسان. ................................................. زمستون بود دلم هواشو کرده بود . همیشه با فکر اون به رختخواب می رفتم و تا ساعتها تو خیالم با اون سیر میکردم . این اواخر حتی اسمشو تو خوابم صدا می زدم . خواهرم میگفت. دیگه بدجوری آبروریزی شده بود. دیگه پدرومادرم هم فهمیده بودند. من هوس بستنی کردم . تو بهترین بستنی من هستی . |
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت 0:40 توسط @@@دلتنگ
|
|
بی تو...
|
|
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
عزیزترین سوغاتی غبار پیراهن تو...
عمردوباره منه دیدن و بوییدن تو...
نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس میخوام
عمر دوباره منی تو رو واسه نفس می خوام |
|
2
نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند1384ساعت 1:6 توسط @@@دلتنگ
|
|
تنهای تنها...
|
|
خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت...
در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نزار... |
|
2
نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 2:4 توسط @@@دلتنگ
|
|
به عشقم ......
|
|
روز جهانی عشق (valentine) مبارک
|
|
2
نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 1:12 توسط @@@دلتنگ
|
|
تمام دنیای منی....
|
|
نمی دونم چی میخوام بنویسم چی میخوام بگم فقط میدونم از دوست داشتن دارم دیونه میشم نمی دونم اونایی که داران این مطلب رو می خونن می دونن چی دارم میگم یا نه ؟ راستش رو بخواین خودم هم نمی دونم چی می نویسم دوست دارم بدوني با توام با تو كه تمام وجود مني اگه بخوای که من بشم تو اگه بخوای نفسهات بوی نفسهام بده تا همیشه همه وقتم مال تو چون من میخوام من تو بشم نفسهام نفسهای تو بشه تو همه زندگی من همه دنیای منی اگه خواستی که همه نفسهام تقدیم تو اگه نخواستی همه وجودم مال تو ... من يه چيزي دارم كه تو هرچقدرهم تلاش كني مثل اون پيدا نمي كني :من تورو دارم I love you |
|
2
نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 23:48 توسط @@@دلتنگ
|
|
........آه.......
|
|
عشق من یادم کن گاهی، که به دل دارم آهی، تو که از دردم آگاهی یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش و من مست عشقم اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر گیرم تا هستم با یادت شادم آخه دل بر تو دادم دیگه از غمها آزادم یه دنیا یه دنیا.............................. اگه نباشی میمیرم ....................... به انتظار دیدنت به لحظه رسیدنت دل داره پرپر میزنه از سینه ام پر میزنه ای چشمه حیات من فرشته نجات من شوق نفسهای منی همیشه رویای منی یه دنیا یه دنیا عاشقم من ............................. اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر گیرم عشق تودرد وقلب من ،هدیه جاودانه است برا ی زنده ماندن قشنگ ترین بهانه است دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره...... یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سرگیرم |
|
2
نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 16:30 توسط @@@دلتنگ
|
|
بخاطر دلم شده، یه شب بیا به خوابم برای لحظه ای شده، بیا بمون کنارم نکن یه روز بری سفر، بری یه روزی بی خبر دلم میگیره نازنین، بیا منو باخود ببر
هر چی بخوای همون میشم، برات می مونم همیشه اگه بگی دوسم داری، هرچی بخوای همون میشه بخاطر تو از خودم ،از همه دنیا میگذرم دنیا چیه، بخاطرت از دل و جونم میگذرم هر چی که عشق با نگاه ،نثار چشمات میکنم گلهای دنیا رو همه، نثار دستات می کنم ستاره های آسمون ،کمه بریزم رو سرت عطر یه دنیا گل سرخ، میگیرم از عطر تنت خورشید و ماه و میگیرم، از آسمون اون چشات دنیا رو آتیش میزنم با هُر داغ نفسات هر چی بخوای همون میشم برات می مونم همیشه اگه بگی دوسم داری، هر چی بخوای همون میشم |
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 22:50 توسط @@@دلتنگ
|
|
.....من تورا می خواهم ........
|
|
من ندانم که کیم.............. من فقط می دانم که تویی شاه بیت غزل زندگیم...... خوب یا بد تو مرا ساخته ای تو مرا صیقلی کرده و پرداخته ای
اگر تو بازنگردی امید آمدندت را به گور خواهم برد و کسی نمی داندکه در فراق تو دیگر چگونه خواهم زیست چگونه خواهم مرد...........
مرا به خود بگذار.......... مرا به خاک بسپار......... کسی ؟! نه ،هیچ کسی را دگر نمی خواهم من فقط تو را می خواهم ......
فدای سرت اگه من خیلی تنهام... فدای سرت اگه گریون چشمام فدای سرت اگه دلمو شکستی ... میگن عاشقه ....... |
|
2
نوشته شده در دوشنبه 30 آبان1384ساعت 0:7 توسط @@@دلتنگ
|
|
::::::دل شکسته من :::::::::::
|
|
عزيزم سلام يه چيزي ؛ چرا قلبم و شكستي ؟؟؟ مني كه عشق تو بودم ؛ حالا عاشق كي هستي؟ نمي گم دلت گرفته ؛ مي دونم كه تنها نيستي همدمت بودم يه روزي ؛حالا با ديگري نشستي !!نكنه عاشقش نباشي ؛ اون كه امروز تو باهاشي بگو كه دلم باهاته ؛ هر جاي دنيا كه باشي تو كه احساسي نداري ؛ ميدوني دلم چه تنگه؟ كاش منم مثل تو بودم ؛ قلبي كه از جنس سنگه مي دوني اين شعر من نيست ؛ حرف يه دل شكستست كسي كه تموم حرفاش ؛ توي ابهام گذشتست راستي مرگم و نديدي ؟ من كه چشمام نمي بينه آخه از روزي كه رفتي ؛ آرزوي من همينه من كه اسراري ندارم ؛ خوشحالم يكي باهاته آخه همدمم تا امروز ؛ يه دونه شاخه نباته مثل اينكه مي دونستي ؛ عشقمون رو به غروبه رفتي و غروب تموم شد ؛ حالا چشمام بي فروغه راستي شعرام و مي خوني ؟ يا كه وقتش و نداري؟ يادمه بهم مي گفتي ؛ واسه من شعري نداري؟
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم |
|
2
نوشته شده در یکشنبه 29 آبان1384ساعت 0:8 توسط @@@دلتنگ
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم ؟ |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
من اینجا بس دلم تنگ است... |
|
RSH
|